تعداد مجروحان حادثه انفجار شيراز به 105 نفر رسيد
خبرگزاري فارس: منابع آگاه بيمارستاني از مجروح شدن 105 نفر و شهادت 9 نفر از شهروندان شيرازي در حادثه انفجار شنبهشب شيراز خبر دادند.
يك منبع آگاه بيمارستاني به خبرنگار فارس در شيراز گفت: تمامي مجروحان به بيمارستانهاي سطح شهر از جمله بيمارستانهاي خصوصي منتقل شده و تمام توان پزشكي و امدادي استان براي كمك به مجروحان بسيج شده است.
خبرنگار فارس از حضور آيتالله حائري شيرازي امام جمعه شيراز و نماينده ولي فقيه در استان در محل حادثه خبر داد.
بنابراين گزارش، اعضاي ستاد تأمين استان پس از نشست خود با حضور در حسينيه شهداي شيراز از نزديك محل حادثه را مورد بازديد قرار دادند.
يكي از اعضاي شوراي تأمين استان به خبرنگار فارس گفت: شوراي تأمين تصميمات فوري و مهمي اتخاذ كرده كه در حال پيگيري و اجراي آن است.
هماينك با همكاري نيروي انتظامي و نيروي مقاومت بسيج آرامش به شهر شيراز بازگشته و خانوادههاي حادثهديدگان اين بمبگذاري با حضوردر بيمارستانهاي شهر در حال پيگيري وضعيت جسمي عزيزان خود هستند.
فرماندار شيراز هم در جمع خبرنگاران با بيان اينكه با تلاش امدادگران و متوليان امر، مجروحان حادثه انفجار شنبه شب در مركز فرهنگي و مذهبي رهپويان وصال شيراز به مراكز درماني اين شهر منتقل شدهاند، اعلام كرد : در تلاش هستيم با همكاري مراكز درماني اسامي مجروحان را از طريق فرمانداري در ساعات آتي به اطلاع مردم برسانيم .
ابراهيم عزيزي با بيان اينكه مردم ميتوانند براي كسب اطلاعات از اسامي مجروحان باشماره تلفن 111 تماس بگيرند، گفت: در بررسيهاي اوليه اين حادثه احتمال بمبگذاري منتفي است و انفجار احتمالا علتهاي ديگري داشته است.
عزيزي با بيان اينكه بررسيهاي تكميلي درخصوص علت اين حادثه جريان دارد ، اظهار داشت: هم اكنون با حضور تعداد زيادي از مردم درمحل حادثه مواجه هستيم و از مردم ميخواهيم محل را ترك كنند، زيرا اطلاع رسانيهاي لازم انجام ميگيرد.
محمد رضا حدائق معاون سياسي، امنيتي استانداري فارس نيز گفت: در بررسيهايي كه تاكنون انجام شده بمبگذاري در اين حادثه فعلا تاييد نميشود و بررسي بيشتر در دست انجام است.
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل رفسنجان این حادثه ی عظیم را به مردم غیور و دلیر ایران زمین و مردم شیراز تبریک و تسلیت عرض می نماید.

جهت جمع آوری امضا نسبت به اعتراض فرم زیر رو کامل کنید
در صورت انجان ندادن آن به خاک وطنت مدیون خواهی بود
| . | |
|
ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسید است کار که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو | |

...و من در سفرم
جمکران....
می خواهم بروم دلم بد جور شور می زند ناراحتم ، نگرانم ، بی تابم ، نمی دانم از درک حسی که دارم عاجزم خیلی دارد دیرمی گذرد ، هر ثانیه اش به اندازه قرنی است دارم با خودم فکر می کنم یکسال است این انتظار ، فقط دارم به لحظه ای فکر می کنم که تو جمکرانم ، این انتظار چند ساعته آزارم می دهد با خودم قرار می بندم چشم هایم را ببندم و صلوات می فرستم و ببینم سر چندمین صلوات می رسم ، صدتا ...دویست تا... هزار تا... دیگر حسابش از دستم در رفته اما خوشحالم چون می دانم با هر یک دانه اش یک قدم به او نزدیکتر می شوم ....
حس می کنم وقتش است چشم هایم را باز کنم چیزی نمی بینم چند نفری جلویم بلند شده اند ال از دور سلام بدهند فقط کافیست رو ی پایم بایستم ... اما نمی خواهم نگاه کنم چون نمی توانم نگاه کنم ... چون حس می کنم هنوز وقتش نشده به کف ماشین خیره می شوم تا نبینمش ؛ باید تمام قوایم را جمع کنم ز
اينكه كي از ماشین پیاده می شوی و چطور فاصله تا مسجد را طی کرده ام نمی دانم فقط وقتی به خود می آیم که رو به رو ایستاده ام ، حالا دیگر می توان ببینم آن گنبد و گلدسته و چراغ های بین دوتا گلدسته را می بینم ، حس می کنم وقت سلام کردن است ، دستم را روی سینه ام می گذارم اما نمی دانم چطوری شروع کنم بارها بری این لحظه تمرین کرده بودم اما حالا هیچی یادم نمی آید ، چشم هایم را می بندم نه هیچی به خاطرم نمی آید بعد از یک مکث طولانی می گویم : سلام ، همین

To be or not to be , this is a problem :
انتخابات چیه دیگه ؟ یه مشت آدم پا میشن میرن تو مجلس می شینن هی جیباشون رو پر می کنن !
رای بدیم که بعضی آقایون یه لا قبا برن پیرهنشون رو به کت شلوار هاکوپیان تبدیل کنن ؟
( جنس ایرانی ، جنس برتر ! ) . تازه با یه رای ماکن فیکون نمی شه که!
یه رای من، یه رای تو، یه رای اون ، مسلما رای ما تاثیر داره و می تونه خیلی چیزا رو عوض کنه .
حالا که این جوریه فکر نمی کنی منو تو یه وظیفه ای داریم ؟
میگن فردای قیامت آدما رو با 2 تا سوال می پیچونن یکی اینه که چرا فلان کار رو نکردی ؟
میگه نمی دونستم ! و دیگه این که بهش میگن خوب چرا نرفتی یاد بگیری ؟چرا نپرسیدی؟1
پس انتخاب آگاهانه کاریه که منو تو باید انجام بدیم !البته آگاهی از نوع یک نه نوع دو ....
آگاهی نوع دوم اینه که آگاهی پیدا کنی که فلان کاندیدا میشه خواهر زاده ی شوهرِِِِ زن داداش ِ
عموی دختر داییت( چی گفتم؟!،اگه گفتین چه نسبتی با خودت پیدا کرد ؟)
بری بهش رای بدی یا اینکه بفهمی کدوم کاندیدا چلو کباب میده بری بهش رای بدی اینکه نشد ! ....
آگاهی نوع 1 : اینه که بری کاندیدا ها رو ببینی ،عقایدشون رو تحلیل کنی و مواضعشون
رو شناسایی کنی که این کار از خوندن گایتون بوچر جاوتزو میلر...خیلی راحت تره . مثلا :
اگه دیدی یه کاندیدا وعده وعیدهای آنچنانی میده که توی خیابون های رفسنجان سطل آشغال می ذاره
و واسه جوونا تفریحات بوجودمیاره یا بعضی خیابونها رو آسفالت می کنه یا
تغییرات فرهنگی آنچنانی ایجاد می کنه بدونین داره پرت می گه !
ولی سعی کن نقش پر رنگتری داشته باشی و با یه کیسه سیب زمینی فرقهایی داشته باشی!!! .
اول که دست به کیبورد شدم قصد داشتم هندونه بذارم زیر بغلت و
بگم بری توی انتخابات شرکت کنی اما حالا فقط کاری کن که بعدا وجدان درد نگیری
و طوری باشه که از خون شهدا و روی امام (ره) خجالت زده نباشی . چرا که اونها بودن
که عزت و سربلندی رو به ایران بخشیدند .حالا خود دانی .اگه واقعا به
کشورت- ایران اسلامی -اهمیت میدی و آینده ی اون(اون نه ایران !)
برات مهمه تو انتخابات شرکت میکنی اگه هم برات مهم نیست،
معلومه که یه دانشجوی منفعلی و خودت دیگه میدونی... !

نماز اول وقت انتظار،
بی تو همیشه قضاست..!
وصد بار گر ادا شود،
باز بی معناست..!
برگرد؛
اینجا همه وضو گرفته اند،
حتی با قطره آبی که به اصغر نرسید!
برگرد؛
دلها پر از خسوف بی تو بودن است!
شرابی به جام دلمان بریز،
هنگام اذان است،
برگرد؛
نمازی به رکعت نگاهت ، رکوع کنیم!
برگرد؛

بسماللهالرحمنالرحيم
برادر عزيز جناب حجة الاسلام آقاي سيدحسن نصرالله
شهادت برادر مجاهد مخلص و فداكار آقاي حاج عماد مغنيه براي خود او كه سراپا عشق و شور جهاد في سبيل الله بود فوزي عظيم و سرانجامي سعادتبار است و براي ملت لبنان كه چنين مردان بزرگي را پرورده و به عرصه ي آزاديخواهي و مبارزه با ستم، تقديم كرده، مايه ي سرافرازي و سربلندي است.
فقدان اين مرد آزاده ي فداكار و برجسته، اگر چه براي همه ي انسانهاي شريف و همه ي آنان كه او را مي شناختند بويژه براي والدين و همسر و فرزندان عزيز و ديگر كسان و يارانش دردناك است، ولي زندگي و مرگ انسانهائي مانند او، حماسه اي است كه ملتها را بيدار ميكند و به جوانان الگو ميدهد و افقهاي روشن و راه رسيدن به آن را براي همه ترسيم مينمايد.
صهيونيستهــاي خونخوار و جنايتكار بدانند كه خون مطهر شهيداني همچون عماد مغنيه صدها عماد مغنيه مي آفريند و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغيان را دو چندان ميكند. مرداني چون اين شهيد بزرگوار زندگي و آسايش و بهره منديهاي مادي خود را در راه دفاع از مظـلوم و مبـارزه با ظلم و استكبار فــدا كردند. و اين ارزش والائي است كه همه ي وجــدانهاي انسـاني در برابر آن سر تعظيــم فــرود ميـآورند. رضـــوان خدا بر او و بر همه ي مجاهدان راه حق باد.
من اين شهـــادت بزرگ را به شخص شمـا و به خـانواده ي گراميش و به جوانان سرافراز حزب الله و مقاومت و به همه ي ملت لبنان تبريك و تسليت ميگويم.
والسلام عليه و عليكم ورحمةالله
سيدعلي خامنه اي
25/بهمن/1386
ما نیز شهادت این مبارز آزاده را به لبنانیان تبریک و تسلیت می گوییم و ترور این آزاده را محکوم خواهیم کرد . آری عماد مغنیه خاری بود در چشم دشمن ترسی بود در دل استکبار جهانی اری دشمن او را از میان برداشت اما بداند که لبنان مهد صدها عماد دیگر خواهد بود عمادهایی که هر یک خار چشم استکبار می شود ! به امید پیروزی حق بر باطل (که وعده ی خدا حق است )
و من ا... توفیق (انجمن اسلامی دانشجویان مستقل رفسنجان )

كمونيسم : دو گاو داريد.دولت هر دوي آنها را مي گيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريك
كند
فاشيسم : دو گاو داريد.شير را به دولت مي دهيد.دولت آن را به شما مي فروشد
كاپيتاليسم : دو گاو داريد.هر دوي آنها را مي دوشيد.شيرها را بر زمين مي ريزيد تا قيمتها
همچنان بالا بماند
نازيسم : دو گاو داريد.دولت به سوي شما تيراندازي مي كند و هر دو گاو را مي گيرد
آنارشيسم : دو گاو داريد.گاوها شما را مي كشند و همديگر را مي دوشند
ساديسم : دوگاو داريد.به هر دوي آنها تيراندازي مي كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد
آپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد مي دهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد
دولت مرفه : دو گاو داريد.آنها را مي دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي دهيد تا بنوشند
بوروكراسي : دو گاو داريد.براي تهيهء شناسنامهء آنها هفده فرم را در سه نسخه پر مي كنيد
ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد
سازمان ملل : دو گاو داريد.فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي كند.آمريكا و انگليس
گاوها را از شير دادن به شما وتو مي كنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد
ايده آليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.همسر شما آنها را مي دوشد
رئاليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.اما هنوز هم خودتان آنها را مي دوشيد
متحجريسم : دو گاو داريد.زشت است شير گاو ماده را بدوشيد
فمينيسم : دو گاو داريد.حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد
پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد.از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي كند
ليبراليسم : دو گاو داريد.آنها را نمي دوشيد چون آزاديشان محدود مي شود
دموكراسي مطلق : دو گاو داريد.از همسايه ها راي مي گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه
سكولاريسم : دو گاو داريد.پس به خدا نيازي نيست

محرم آمد و وقت عزا شد سر سلطان دین از تن جدا شد
محرم آمد این بار چه کار خواهیم کرد ؟ آیا خواهیم توانست راه آزادی را بیابیم ؟ آیا می توانیم چون امام
حسین (ع) و یاران دلیرش آزاده باشیم ؟ آیا می توانیم چون اباالفضل عباس (ع) در برابر ظلم و جور
قد علم کنیم ؟ و یا چون دیگر یاران امام از رهبر خویش دفاع کنیم ؟
در این بحبوحه ما باید از رهبر جامعه ی اسلامی دفاع کنیم . زیرا راه حق آن خواهد بود و بس !
و اینک :
و اینک که سفر بوش این گاو چران سیاست باز ! (تنها صفتی که در وجودش نبود ) به خاور میانه عملا"
با شکست مواجه گشته است و این چنین خود را مزحکه تمام دنیا نموده است بر ما دانشجویان
ایران اسلامی واجب است که هر چه بیشتر این استکبار را بشناسیم و به دیگران نیز بشناسانیم
تا بتوانیم پرده از نقشه های شومش برداریم و در مقابل این ظالم بزرگ که همانا یزید عصر جدید است
بایستیم !
باشد که چون حسین (ع) بیاندیشیم و عمل کنیم !

گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد







